امام علی (ع) :
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Saturday, 22 June , 2024
امروز : شنبه, ۲ تیر , ۱۴۰۳ - 16 ذو الحجة 1445
شناسه خبر : 512
  پرینتخانه » اصفهان تاریخ انتشار : 07 می 2024 - 19:52 | 48 بازدید | ارسال توسط :

چشم پندار و قلم مسافران ایرانی از میدان نقش جهان

ایرانیان همواره شهر اصفهان و مخصوصاً میدان نقش جهان را، یکی از مقصدهای دلگشا و تاریخی برای مسافرت در کشورمان دانسته‌اند. آنها که با فرهنگ نوشتن دمخوری بوده‌اند، به تناسب علایق و پیشه خویش سیاحت‌نامه‌ها یا خاطره‌ها از این شهر و میدان نامدارش به یادگار گذاشته‌اند.
چشم پندار و قلم مسافران ایرانی از میدان نقش جهان

به گزارش پایگاه خبری صبح شاهین شهر ، وقتی سفرنامه‌ها و خاطرات را ورق می‌زنیم پی‌ می‌بریم ایرانیان هر فصلی از سال که مجالی به دست آورده‌اند به این شهر رو کرده‌اند. هر کس فصلی را برای سفر به اصفهان و دیدار از نقش جهان مطبوع‌تر دانسته‌ نتیجه‌اش این می‌شود: بهار و تابستان و پاییز و زمستان فرقی نمی‌کند، هر فصلی می‌توان به اصفهان پا گذاشت و به نظاره این میدان ماندگار نشست.

محمدعلی اسلامی ندوشن، منتقد و ادیب، در سفرنامه‌اش موسوم به «بازتاب‌ها» این‌گونه بیان می‌کند که گرفتار گرمای تابستان ۱۳۷۴ شمسی در شهریورماه است و این وقتِ سال برای رفتن به اصفهان دلچسب نیست؛ اما چون نمی‌خواهد فرصت این گشت‌وگذار را از دست بدهد بار سفر به اصفهان را می‌بندد. او پیش‌تر، اردیبشهت اصفهان را بارها دیده است و این فصل را برای سفر دوست می‌دارد. این نویسندۀ اهل ندوشن یزد در کتابی موسوم به «صفیر سیمرغ» اصفهانِ بهاری ۱۳۵۲ شمسی را چنین وصف می‌کند: «دمدمه‌های اردیبهشت، اصفهان چون شاهزادۀ افسون‌شدۀ افسانه است که طلسمش را شکسته‌اند و آرام‌آرام از خواب بیدار می‌شود. شکوفه‌های بِه و بادام رؤیاهای پرپرشدۀ اویند و بید مجنون، معشوقه‌ای که زلف‌های خود را بر او افشانده‌ است.»

اصغر عبداللهی، داستان‌نویس و فیلم‌سازی است که پاییز اصفهان را برای سفر و دیدن نقش جهان بهتر می‌داند. این هم‌وطن آبادانی خاطره سفرش به نصف جهان را در کتاب «در کلمات هم می‌شود سفر کرد» این‌گونه آغاز می‌کند: «اگر به‌دلخواه سفر می‌کنی، پاییز به اصفهان سفر کن؛ آذرماه که باران درخت‌های سرو و چنار و نارون و کبوده و بید را شسته است. سه جور بید هست: زردبید، بید بیل‌دسته و بید موله که بید معلق هم می‌گویند از بابت این‌که واله‌وحیران است و معلق و شاخه‌هایش سرنگون. یکی از این بیدهای موله در خیابان گل‌دسته است. کاج و زبان‌گنجشک هم دارد.»

حکایتِ نام‌گذاری میدان

بسیاری از راویانِ سفر به نقش جهان کوشیده‌اند تا نخست در علت نام‌گذاری این میدان سخن بگویند. علی سربندی، مورخ و پژوهشگر ادبی کشورمان که اهل استان مرکزی است، این موضوع را در کتاب «اصفهان بهانه بود؛ ایرانم آرزوست» چنین توضیح می‌دهد که میدان نقش جهان اول باغستانی بود به همین نام و در دوره صفویه تخریب شد تا مکان کنونی خلق شود: «فضای باغ نقش جهان آکنده از انواع درختان و گل‌های رنگارنگ بوده است و به‌خاطر تنوع و فراوانی گل‌هایش، آن را باغ نقش جهان می‌گفتند.»

صادق هدایت، داستان‌نویس و روشنفکر ایرانمان نیز به این وجه‌تسمیه اشاره می‌کند. هدایت که از تهرانی‌های اصیل است، سال ۱۳۱۱ شمسی به اصفهان می‌آید، در سفرنامه‌اش موسوم به «اصفهان نصف جهان»  می‌نویسد: «این اسم به مناسبت کوشکی روی آن مانده است که به نقش جهان معروف بوده و در آن تصویرهای گران‌بهایی کشیده بودند.» او در ادامه توضیح می‌دهد که این میدان بزرگ در قدیم زمین چوگان بوده و هنوز چهار ستون سنگی که دروازه‌های بازی محسوب می‌شدند، در آن است. دور میدان نیز چهار بنای اصلی مسجد شاه (امام کنونی)، ، مسجد شیخ لطف‌الله و بازار قیصریه قرار دارد که جاذبه‌های مهم این میدان‌ و شهر اصفهان‌اند شهری که به‌گفته هدایت چون حکایت‌های هزارویک شب است.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0

پانزده − 14 =

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.